الشيخ عباس القمي
54
يازده رساله ( فارسى )
انجام مىپذيرد ، اما كلام او ايجاد صوت است در هر چه بخواهد و القاء كلام است در نفس فرشته يا پيامبر يا غير آنان ، پس كلام او قائم به ذات او نيست و در ايجاد كلام نياز به آلات و ادوات ندارد و كلام او حادث است و از صفات فعليه ( نه ذاتيه ) است . و اما آنچه از معنى متكلم بودن كمال ذاتى به حساب مىآيد ، پس آن قادر بودن او بر ايجاد كلام و علم او به مدلولات آن است و اين دو از صفات ذاتى خدا هستند ، كه قديم مىباشد و عين ذات ( نه زائد بر ذات ) مىباشد . و همچنين در همه صفات خداى تعالى نه از او صفات را نفى كن و نه چيزى كه موجب نقص و عجز است براى او اثبات كن ] « 1 » . پس بدان كه حق تعالى صادق است ، جائز نيست بر او دروغ . پس چاره نيست از آن كه اعتقاد كنى آن كه عالم ، يعنى جميع ما سوى الله تعالى حادث است به معنى آن كه منتهى مىشود زمانهاى وجود آن از طرف ازل به سوى حدى و منقطع مىشود در آن جا ، نه بر آن طريقى كه تأويل كردهاند آن را ملاحده از حدوث ذاتى ، پس به تحقيق كه بر اين معنى كه ذكر كرديم اجماع جميع ملل است « 2 » و اخبار به آن متواتره است و قائل شدن به آنكه عالم قديم است و همچنين قائل شدن به عقول قديمه و هيولاى قديمه چنان كه حكما مىگويند كفر است « 3 » . پس بدان كه انكار كردن آنچه دانسته شده ثبوت آن از دين به طريق ضرورت و بداهت به طورى كه مخفى نيست بر احدى از مسلمين ، مگر بر شاذ نادرى ، كفر است
--> ( 1 ) ( . در اينجا قسمتى از رساله ترجمه نشده بود ، كه ما آن را تكميل كرديم . ) ( 2 ) ( . شيخ انصارى هم در ) فرائد الاصول ( ، ص 11 فرموده : كلما حصل القطع من دليل نقلى مثل القطع الحاصل منإجماع جميع الشرائع على حدوث العالم زماناً فلا يجوز أن يحصل القطع على خلافه من دليل عقلي مثل استحالة تخلّف الأثر عن المؤثر . . . ) ( 3 ) ( . در صورتى كه اين اعتقاد مستلزم انكار رسالت رسول خدا صلى الله عليه و آله باشد و روشن است كه در تمام موارد چنين نيست . )